روان پوست کلفت!

وقتی این روانشناس های شیک، آراسته، خوش پوش، خوش سخن، لبخند به لب، با آن لحن آرام و ملایم و شیرین در برنامه های تلویزیونی از بایدها و نبایدهای رفتاری حرف می زنند، تا آن حد که حتی معتقدند بوسیدن کودک هم نباید برخلاف میل او باشد(من هم معتقدم)، وقتی توضیح می دهند چطور بازی هایی نظیر اینکه "طرف مشتش را می بست که مثلا چیزی در آن پنهان کرده تا کنجکاوی بچه را برانگیزد و بعد که بچه را به سمت خودش می کشید مشت خالی اش را باز میکرد و می خندید" موجب تخریب شخصیت بچه و بی اعتمادی و بدبینی و دروغگویی و ... او در آینده می شود یا شوخی هایی نظیر اینکه "گوش یا دماغ بچه را می گرفتند و می گفتند "گوش ات رو کندم، تو دیگه گوش نداری، بعد دوباره مثلا می چسباندن سر جایش " چه تاثیر منفی در روحیه بچه باقی می گذارد و موجب اضطراب و ترس و ... می شود، و هزاران مثال از رفتارها یا بازی هایی که در دوره ی ما مثل نقل و نبات با بچه ها انجام می شد و محبت و شوخی و عشق ورزیدن به بچه به حساب می آمد، احساس می کنم یا ما خیلی پوست کلفت بودیم یا روح و روان بچه های این دوره را قرار است لای پر قو نگه داریم.

یادم می آید در آن دوره ای که بمب گذاری شایع بود، یکی از شوخی ها در مهمانی ها این بود که ساعت شماطه داری را توی یک جعبه یا وسیله ای می گذاشتند و بعد یک نفر فریاد می زد : بمب! و ما بچه های زودباور با چه هول و هراسی فرار می کردیم. این بازی مشت خالی یا گوش و دماغ کندن در مقابل آن بازی ها خیلی لوس و پیش پا افتاده بود! 

نمی گویم از نظر روانی یا شخصیتی هیچ مشکلی ندارم اما مطابق با آنچه در علم روانشناسی جدید می گویند و انتظار می رود، سالم ماندن روانم در همین حد هم تعجب برانگیزناک! است. تازه این مثالها در مورد رفتار یا بازی هایی بود که آن زمان در یک خانواده ی سالم محبت و شوخی با بچه به حساب می آمد. رفتارهایی که در خانواده های ناسالم به لحاظ روانی انجام می شد موضوعی جداست.

/ 6 نظر / 21 بازدید
لیلا

چه نکات جالبی !نمیدونستم. اذر جون مدتهاست دارم فکر میکنم در حدخودم چطور میتونم اگاه سازی کنم و اگه اثر پروانه ای رو بپذیریم حتمن موثره .حس وحالم گرچه ممکنه کمی بزرگ منشانه باشه اینه که هریک ازما میتونیم جلوی فاجعه ای رو بگیریم.این برنامه کی بود ؟

لیلا

عالیه منم خیلی دوستش دارم.دوشنبه ها 8 تا9 اگه یادم باشه

نبات

البته بچه های نسل های قبل چیزهای خوب زیادی رو تجربه کردند که بچه های امروزی امکانش رو ندارند .... و شاید اون داشته ها با همه رفتارهای اشتباهی که در حقمون شده باعث یه برآیند نهایتا مثبت شده باشه [چشمک] بچه های امروزی تجربه بازی های گروهی در خلوت خودشان و یا بودن در طبیعت و یا خانه ها و خانواده های بزرگ و یا ساختن اسباب بازی و عروسک رو ندارند ... و چقدر طفلکی هستند بچه های تنهای حبس در چهار دیواری خانه ها با همبازی های اندک بزرگسال ...

لیلا

اذرکجایی؟[اوه]

حورا

دوست عزيزم قبل از اينكه متن هايت را بخوانم، بابت اطلاعات كتابخانه ازتون متشكرم بسيار زياد... دوباره در ارتباط با متن ها هم نظرم را خواهم نوشت

حورا

منم با شما موافقم. احساس مي كنم روانشناسي جديد اگر چه به نكات بسيار ظريف آموزشي و رفتاري تاكيد مي كند ولي عملي كردن همه اينها بسيار سخت است بويژه در جامعه و فرهنگي مثل ما. دوم اينكه من فكر نمي كنم خيلي هم سخت گيرانه به اين مقوله بشود نگاه كرد. اگر بطور نسبي بتوانيم مطابق با اصول رفتار كنيم حتما در مسير درستي قدم گذاشته ايم!